آقا جون من واسه اینکه بیکار باشم ساخته نشدم!
خدا منو یه آدمی ساخته که پرتحرک باشم و مشغول!
این یکی دو روز که بیکار بودم دیوونه شدم! دیگه طاقتش رو ندارم!
دیشب مامانم پیشنهاد خوبی داد! جایی که برادرم کار می کنه بازم به چند نفر نیاز دارند واسه کار! می تونم این یه ماه یا دو ماه اگر بابام بهونه آورد و ایران نرفتیم - که از بابام همچین چیزی اصلا بعید نیست- اونجا کار کنم!
من همیشه به خدا دعا می کردم که خدایاااااااا! دیگه نمی خوام محتاج کسی باشم! حالا درسته از محتاجی در نمیام! ولی اگه درست شد بعد از یه ماه پول خودم تو جیبم خواهد بود!

تا ماه ۱۰ هم که دانشگاه ها تو اردن شروع نمی شن!
حدود ۲۳۰ به برادرم می دن! اگه به من هم یه ۲۰۰ تایی بدن خوبه! اما به شرط اینکه بابام دوباره خرابکاری نکنه! و مثلا وقتی دید نمراتم خوب نیست نگه دیگه نمی خواد بری دانشگاه و همونجا کار کن!
هر چند که همچین چیزی رو خودش قبول نمی کنه ولی واسه مردم آزاری بعید نیست که یکی دوباری بگه! به مامانم گفتم گفت نه نمی گه!
یه چیزی رو بگم؟!
من اصلا با این خونوادم دووم نمیارم! که تو خونه بیکار بشینم و له اینا نگاه کنم! حرصم رو درمیارن!
به هر حال! فکر کنم فکر خوبی باشه! باید مشورت کنم با بعضیا...
فکر خوبی نیست؟!